|
|
سلام
پیشاپیش از همتون عذر خواهی می کنم آخه تا حالا من تو وبلاگم زیاد نمی نوشتم ولی چند روزه که یک چیزی تو وجودم داره منو آذار می ده ... وقتی می بینم انسان ها نسبت به هم بی تفاوت می شن.
مثلا آقا یا خانومه تا دیروز نازهم دیگه را می کشیدن و الان سر یک حرف عمد یا غیر عمد نسبت به هم بی تفاوت شدند ؛ یعنی می شه گذشته را اینقدر زود فراموش کرد یا مثال های دیگه ای که برای شما تو زندگیتون قابل لمس است یا مشاهده می کنید ...
دلیل این همه حرف فقط یک سوال که از عمق دل و ذهن من اومده که ما چه قدر برای هم ارزش داریم و دوستان یا نزدیکانمون برای ما چه ارزشی دارند...
من که تو این چند وقته چیزی جز ریا و دروغ ندیدیم خیلی دوست دارم روزی بشه که ته دل آدمها را دید تا کسی مجبور نشه شخص دگه ای را تحمل کنه.
راستی همین جا هم از همسر عزیزم به خاطر همه خوبی هاش تشکرمی کنم .
یادم میاد چند وقت پیش برای برنامه خبری تعامل پلیس با اصناف رفته بودیم مسجد شاه تهران اون وسط هر گی هرچی میخواست با طلایی و بقیه مسئولین ناجا مطرح می کرد خدایی من هنوز تو کفم که اون وسط این عمو سیبیلو از این کلاه نیروی انتظامی چی میخواست...!!!؟؟؟؟!!!![]()
|
|
آقا محمودی من شرمنده ام...
خدا وکیلی آخر تیری دی مکس هستی و من قبولت دارم .
اینم کامنت استاد محمودی:
سلام آقای زودفهم
من محمودی هستم. مدرس تری دی مکس دانشگاه
ببینم شما بجای امتحان و پروژه میرید با بچه های چشمه علی آب بازی میکنید؟
بعد نمره هم می خواید؟ خشته نباشید.
چشم ننت روشن با این بچه بزرگ کردنش. بهش بگو برات لاستیک دود کنه چشم نخوری.
موفق باشی.
با سلام چند روز پیش برای برنامه پاکسازی مناطق آلوده همراه عکاس محترم فارس و خبرنگار محترم ایسنا رفته بودیم در چشمه علی شهرری .
سخت داشتیم کار میکردیم که وسط اون همه هیاهوی حضور پلیس صحنه های زیبای آب بازی بچه ها ذهن منو به خود مشغول کرد و از پاکسازی به آرام سازی خودم رسیدم ؛ نا خواسته رفتم کنارشون تا به خودم اومدم دیدم دارم با هاشون آب بازی میکنم .
خوب سرتون را درد نمی آرم اگه شما هم دوست دارین این عکس های را ببینید و نظر بدید.
متشکرم...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|











